شیرین‌ترین آدمی که می‌شناسیم
به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی «شهر فردا»،تولد احمدرضا احمدی را با امید عمری طولانی‌تر برای او، تبریک می‌گویم. از احمدرضا گفتن در فرصتی کوتاه کار آسانی نیست. ولی اگر بنا به فشرده کردن حرف‌ها باشد می‌شود گفت که او یک چهره‌ی مهم و ماندگار در شعر معاصر ایران است. از میان شاعرانی که در دهه‌ی 40 بلندآوازه شده‌اند، او در کنار یدالله رویایی یکی از دو چهره‌ی بازمانده است. رویایی اگرچه سال‌هاست که به جبر روزگار در میان ما زندگی نمی‌کند اما احمدرضا لحظه به لحظه‌ی زمانه‌ی ما را شاهد بوده است. در میان ماست. از خود ماست. احمدرضا احمدی از اولین گروه شاعران پیشتاز ماست که هنوز با کار شاعری مدام و حتا روزمره و شعر مستقل‌‌اش در صحنه‌ است. یک‌بار نوشته‌ام که شعرِ احمدرضا احمدی نگاهِ آدمی است از بالکن خانه‌اش به باغچه‌های اطرافش، اما نگاهی که به باغچه‌های اطراف محدود نمی‌ماند و چشم‌انداز وسیع‌تری را نشانه می‌رود. او ساده و روان می‌نویسد. تعبیرات خاص خودش را دارد و وامدار کسی نیست. هرچه که ساخته برآمده از جهان و داوری خود او بوده و شکر خدا که هست.

رفاقت من با احمدرضا به 55 سال می‌رسد که خود عمری‌ست. یکی از اولین مقاله‌ها در ستایش او را در همان سال و در «اندیشه و هنر» نوشتم. بعد از آن تا به امروز، شعرهایش را می‌خوانم و آرام می‌شوم. در کنار همه‌ی بروزهای شخصیتش که همه می‌بینند و می‌دانند، مثل حساسیت، زودرنجی، مهربانی با کسانی که دوست دارد، شریف بودن در همه‌ی ابعادش و طرز بی‌مانندش، گمان می‌کنم اندوه و اضطراب عمیقی در طول سالیان دارد بر او چیره می‌شود و حق هم دارد. این همه بیماری، این همه دوری و تنهایی، و روزگاری که بد تا می‌کند. اما محضر احمدرضا بی‌مانند است، اگر کسی را راه بدهد! حضور زنده‌ی سرشار و پر از خاطره‌اش با آن حافظه‌ی بی‌نظیرش او را به صورت شیرین‌ترین آدمی که می‌شناسیم در آورده است. اما وقت‌هایی که تلخ می‌شود بهتر است آن دور و برها پیدایت نشود.