کد خبر: ۹۵۱۹۵
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۵
نوشته‌ی حاضر بخشی از نامه‌ی مفصل احمدرضا احمدی به احمدرضا احمدی است. او در این مطلب از لحظه‌های مهم زندگی‌‌اش گفته و یاد دوستان و آشنایان کرده است. در روز تولد 79 سالگی او نگاهی می‌اندازیم به آن‌چه که شاعر دوست دارد و دوست ندارد.
به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی «شهر فردا»،احمدرضا احمدی سیاهه‌ی چیزهایی را که در زندگی دوست ندارد به این شرح در اختیار احمدرضا احمدی گذاشته است.
 
• مهمانی در طبقه‌ی 22 یک برج که شام چیپس است و ماست و موسیر و پلویی که سوخته است و خورش بادمجانی که بادمجان‌ها در آب فراوان در حال غرق شدن‌اند. صاحبخانه مدام از نبوغ کودکش می‌گوید و همسر صاحبخانه مدام از شوهرش انتقاد می‌کند. ساختمان پله‌ی اضطراری ندارد. مهمانان حرف از زلزله‌ی قریب‌الوقوع می‌زنند. کودک صاحبخانه از وقت خوابش گذشته است. به مهمانان دشنام می‌دهد –مادربزرگ به دنبال کودک می‌دود. فریاد می‌زند: بوس، جیش، لالا. تلویزیون مسابقه فوتبال پخش می‌کند. کودک لج می‌کند. دائم کانال‌ها را عوض می‌کند.
• تصنیف‌های ملک‌الشعرای بهار و امیر جاهد. دندان مصنوعی، پیری، درد، تلفن‌های اشغال، مردانی که موهای سر را رنگ سیاه می‌زنند. قیافه‌ی آنان چون دلاک‌های حمام‌های عمومی گذشته‌ی تهران است.
• نوازنده ناشی آنقدر ساز می‌زند که حوصله مهمانان سر رفته است. نوازنده صاحبخانه است و شام داده است.
• بحثهای پایان‌ناپذیر و ابلهانه درباره درباره حافظ، شعر حافظ که محتاج تفسیر و تعبیر نیست.
• نثرهای دروغین شاهرخ مسکوب و خنده‌های بی‌دلیل او.
• چارلی چاپلین، نرودا، ماکسیم گورکی، برتولت برشت، شولوخوف، ابولقاسم لاهوتی، استالین، بریا، خسرو شاهانی، آواز گلپایگانی، ایرج، مهستی، ستار، قاسم جبلی، وحدت، ظهوری، فردین، میری، تصنیف‌های هما میرافشار، شبهای طویل بیمارستان با آن نور مهتابی‌ها که بوی مرگ و نیستی می‌دهد، و پرستاران که تا صبح خواب تو را آشفته می‌کنند. جمله‌های «می‌دانی من چه می‌خواهم بگویم»، «سعی کن بهت خوش بگذره»، «انرژی مثبت»، «انرژی منفی»، «کودک درون»، «خنده‌های دروغین پرستاران» و «مهمانداران هواپیما در هنگام پرواز»، صدام حسین.
• غزل‌های بی‌مزه‌ی هزارساله‌ی تکراری، شعر مهدی سهیلی.
• در شب‌های موشک باران تهران اقای بهمن فرسی با نام مستعار رسول فردوسی شوخی‌های بی‌مزه‌ و چندش‌آوری که به قلم «مهرداد نبیلی» بود می‌خواندند. روزهای وحشت و مرگ، این نفرت‌آورترین متن و صدایی بود که من در عمرم شنیدم، سرما.
• مردان و زنانی که در سن 80 سالگی، 20 ساعت در هواپیما با پای علیل می‌مانند که گرین‌کارت بگیرند. گرین‌کارت برای کجاست؟ حتما بهشت زهرا.
• کلمات «جناب» و «خانمی».
• کله‌پاچه، کباب کوبیده، جوی‌های انبوه از خاکروبه و موش مرده.
• حیوانات آدم‌نمایی که کودکان را آزار می‌دهند، خمرهای سرخ.
• اعتیاد، دروغ، منتقدان حرفهایی که برای راهنمایی شاعران می‌گویند.
• دکتر کوشان، سیامک یاسمی که که 40 سال مردم این سرزمین را به سوی جهل سوق دادند.
• ترانه‌های پازوکی، آواز عقیلی، درد، فقر، شک، تردید.
• شوخی‌هایی درباره‌ی قزوینی‌ها که شوخی نیست تجاوز است و توهین است به منزلت انسانی کودکان. شهیدنمایی‌های نیما یوشیج که «نیما یوشیج» شعر ساخته است که شعر نگفته است.
 
 
احمدرضا احمدی سیاهه‌ی چیزهایی که دوست دارد به این شرح در اختیار احمدرضا احمدی گذاشته است
 
• دو سه گلدان شمعدانی در بالکن، گروه آوین گروه ماهور احمدی دختر احمدرضا احمدی
• گروه کامکارها، قالی ایرانی، صدای باران در شب تا سپیده، شهر شیراز و اصفهان.
• ملودی‌های پنج ملودی‌نویس بزرگ موسیقی ایران، مهدی خالدی، پرویز یاحقی، علی تجویدی، همایون خرم، حبیب‌الله بدیعی.
• دستگاه همایون و آواز اصفهان
• ویوالدی کنسرتو ویلن، باخ، اوپرت، دبوسی، گلاس. مدیریت علی میرزایی.
• نثر و هوش ابراهیم گلستان، چای نعناع، پامچال‌هایی که از برف بیرون دویده است.
• نثر محمد بهمن‌بیگی و تار داریوش دولتشاهی. چشمان مهربان و خندان الهه صمیمی.
• خواب بعدازظهر، انارهایی که رسیده‌اند و در حال سقوط از شاخههای درختان انار هستند. نوری که از پشت انگورهای سبز، زمین و نور را سبز می‌کنند. سلامت نفس آقای دکتر اسلامی ندوشن.
• خنده‌ی کودک در خواب، شعر فروغ فرخزاد، دلکش، آواز اشرافی و مجلل بنان. بازی‌های «توتو»، نمارلون براندو»، «مارچلو ماسترویانی». خنده‌های شمس لنگرودی.
• تار فرهنگ شریف، جلیل شهناز، هوشنگ ظریف، ویلن مهدی خالدی، سه‌تار احمد عبادی، پیانوی اردشیر روحانی، ترانه‌های بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی، تورج نگهبان، نواب صفا، شهیار قنبری، اردلان سرافراز، زویا، ایرج جنتی عطایی، خیابان امیریه، خیابان فرهنگ، گلابدره شمیران، جاده‌های مه گرفته شمال ایران، عطر برنج. شک و تردید.
• تلفن‌های نصرت رحمانی از رشت که گاهی دو سه ساعت طول می‌کشید. ترجمه‌های عزت‌الله فولادوند.
• دو سه شوخی همیشگی سهراب سپهری، آهنگ‌های واروژان. مجله‌ی گلستانه، مجله‌ی نگاه نو، مجله‌ی فیلم.
• چهره نادر نادرپور هنگامی که او را ستایش می‌کردی.
• طنزهای گاه به گاه فرخ تمیمی، صدای کاووس دوستدار. عید نوروز، هفت سین.
• خنده‌ی پهناور منوچهر آتشی، صدای ناصر طهماسب، خنده‌های عنایت سمیعی.
• انار- سیب- پرتقال. بازی گریگوری پک و آدری هیپورن در تعطیلات رومی.
• بی نیازی مسعود معصومی که از این جهان هیچ توقعی ندارد و گاهی به تکه نانی راضی است. در آدم‌ها فقط نیکی‌ها را می‌بیند نه بدی‌ها را. خنده‌ی او که بر جهان هستی طعنه می‌زند.
• شوخی‌های مسعود کیمیایی هنگامی که حوصله دارد. مردانگی‌های نادر ابراهیمی.
• تعجب‌های خردمندانه پرویز دوایی به هنگام شنیدن دروغ‌های دیگران.
• خنده‌های پایان‌ناپذیر امیر نادری، قصه‌های ارنست همینگوی.
• صبح‌های جمعه دیدار احمد محمود یا فریدون ناصری. افسوس که دیگر نیستند. بی‌نیازی از مردم و از روزگار. صدای باد از دور که با آوازی همراه است.
• شرم و حیا و حوصله‌ای که در ناصر صفاریان است.
• هنگامی که صورتم را در حوله خشک می‌کنم، حوله عجب جای امنی است.
• تواضع هوشنگ ظریف در مقابل همکارانش و این صفت بارز او که از همکارانش بد نمی‌گوید، چهره‌ی سوفیا لورن. صدای نیکو خردمند.
• آبرنگ‌های آیدین آغداشلو از باغ ملک در گلابدره، چهره‌ی پیری ارنست همینگوی
• همه‌ کسانی که بعد از انقلاب 57 در ایران ماندند و در زیر بمباران و موشک این سرزمین را ترک نکردند.
• آن جوانان گمنام که برای حفظ این سرزمین به جبهه رفتند و پرپر شدند و فقط تصویری از آنان بر دیوارهای شهرهای ما مانده است. من همیشه آنها را به یاد دارم.
• رستوران‌هایی که در جوانی با ابراهیم گلستان، اشرف اسفندیاری و فرهاد مشکات می‌رفتیم.
• احمدرضا احمدی وصیت کرده است پیکر او را از جلوی ساختمان «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» تشییع کنند و در کنار مادرش او را به خاک بسپارند. احمدرضا احمدی بر سنگ قبر مادرش نوشته بود: افسوس.
• احمدرضا احمدی اندوهناک است که دوستش مسعود کیمیایی دیگر حوصله‌ی شوخی ندارد.
 
 
متن بالا از ویژه‌نامه‌ی احمدرضا احمدی در شماره 16 مجله‌ی گوهران، به تاریخ تابستان 1386 برگزیده و تلخیص شده است.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برگزیده ها
ایران در حال پشت سر گذاشتن اقتصاد نفتی است

ایران در حال پشت سر گذاشتن اقتصاد نفتی است

استادیار دانشگاه امام باقر (ع) با اشاره به اقتصاد نفت پایه که شکننده ترین عنصر اقتصاد کشور بوده گفت: همانطور که امروز از تجارب نیروهای دفاعی در کشور برای صنایع خودروسازی و قطعه سازی استفاده می شود با انتقال این تجربیات در یک سیستم هم افزا همه می توانند از این ظرفیت در پیشبرد اهداف کشور استفاده کنند.
تحریم صنایع پتروشیمی تهدیدی نمایشی است

تحریم صنایع پتروشیمی تهدیدی نمایشی است

نماینده شیراز در مجلس نهم گفت :بیشتر تولیدات پتروشیمی ایران در داخل کشور مصرف می‌شود و تهدیدهای دشمن مبتنی بر تحریم شرکت‌های پتروشیمی اثر چندانی در موازنه اقتصادی بین الملل ایران ندارد.
آخرین اخبار