کد خبر: ۶۴۵۵۳
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۷
گزارش شهر فردا از وضعیت زلزله زدگان منطقه ثلاث باباجانی
بیش از دو ماه از زلزله مرگبار کرمانشاه می گذرد. پس از 60 روز جهنمی، هزاران مشکل و مصیبت در حال ویران کردن آنهایی است که از آوار زلزله جان به درد بردند.

پایگاه خبری - تحلیلی «شهر فردا»- حسین جمشیدیان:

 
باید باشی و ببینی چه برسر این مردم آمده، سرمای استخوان سوز، حال روحی بد و ناامیدی همه آن چیزی است که از زلزله 7.3 ریشتری 21 آبان کرمانشاه ، برای مردم زلزله زده به جا مانده است.

نزدیک به دوماه از زلزله گذشته اما در کنار پس لرزه های کوچک و بزرگ، مشکلاتی آن هم با ریشتر بالا روز به روز مردم را با مستاصل و درمانده می کند.

از نظر زیرساخت ها، آب و برق و گاز در اکثر مناطق وصل است اگرچه به خاطر طعم شیرین و گوگردی آب، کسی رغبتی به نوشیدن این آب ندارد و مردم برای شرب، آب معدنی مصرف می کنند و آن هم البته به تعداد کافی موجود نیست.

علی یوسفی یکی از بازماندگان زلزله در ثلاث باباجانی است که به شهر فردا می گوید: آنچه در اینجا بیش از همه آزاردهنده است عدم برنامه ریزی است؛ به خاطر عشیره ای بودن منطقه، نبود مدیریت و برنامه ریزی مناسب، سبب شده کمک رسانی در مناطق زلزله زده به جای آنکه براساس ضابطه و برنامه باشد براساس رابطه و روابط قومی و قبیله ای انجام شود و همین موجب عدم توزیع عادلانه کمک و خدمات به مردم زلزله زده منطقه شده است.

وی می گوید: برخلاف خدمت رسانی ضعیف ارگانها و نهادهای متولی و مسئول، سهم بزرگی از کالا و خدمات به وسیله کمک های مردمی تامین شده است. شاید اگر برنامه ریزی درستی انجام می شد اصلا نیازی به حجم بالای موادغذایی فاسد شدنی و لباس و ... نبود چون مردم در زمان اولیه بحران فقط چادر نیاز داشتند و چراغی برای گرمایش.

ترس از ظهور بحران

این بازمانده زلزله در ثلاث اما نگرانی بیشتر از خورد و خوراک و جای خواب دارد؛ "این نگرانی بسیاری از کسانی است که نگاه به آینده دارند؛ "پس لرزه های اجتماعی، اقتصاد و فرهنگی" و خدا می داند چه آسیب هایی انتظار ما را می کشد."

"باید خودت اینجا باشی و ببینی و در موقعیت قراربگیری تا بفهمی زندگی در چادر آن هم در سرمای استخوان سوز و زیر برف و باران یعنی چه؟ این طرز زندگی 7، 8 نفری زیر یک چادر آن هم چادرهای چسبیده به هم، سرما را هم که کنار بگذاری آسیب زا است و هزار و یک آسیب اجتماعی و روانی شناخته و ناشناخته را به دنبال دارد." این توصیف یوسفی از وضعیت فعلی است.

"مصیبت زلزله فارغ از تمام خسارت های جانی و مالی، از نظر روانی فشار سنگینی بر بازماندگان وارد می کند به طوری که بسیاری از سر درماندگی خودکشی کرده اند." وی معتقد است که این وضعیت نشان می دهد اقدامات مناسبی از نظر روحی و روانی بر روی مردم زلزله زده انجام نشده و اقدامات مددکاران اجتماعی در منطقه کافی نیست.

"فردی که 18 نفر از اعضای خانواده اش را با دست خود به خاک سپرده یا پدری که هم فرزند و هم خانه ای که حاصل 40 سال زحمت اوست را از دست می دهد، چگونه می تواند بپذیرد که دوباره به زندگی امیدوار باشد و به آن برگردد."

این بازمانده زلزله می گوید: باور کنید افراد زلزله زده ای هستند که وقتی برای کمک رسانی به سراغ آنها می رویم با وجود اینکه هیچ ندارند می گویند چیزی نمی خواهیم فقط چند ساعتی کنار ما بنشینید تا با هم حرف بزنیم. فقط یک گوش برای شنیدن مصیبت هایشان می خواهند تا شاید بخشی از درد دلشان کاسته شود.

وی میگوید نکته دیگر هم که زیاد به آن توجه نمی شود ولی بسیار مهم است بحث تحصیل و آموزش بچه هاست؛ " تا قبل از زلزله بسیاری به خاطر مشکلات معیشتی ترک تحصیل کرده بودند و زلزله عملا بحث تحصیل را در منطقه بی معنی کرده است. با وجود آن که در میانه سال تحصیلی قرار داریم اما بسیاری از مدارس هنوز کلاس هایشان را برپا نکرده اند و یا خانواده ها بچه هایشان را به مدرسه نمی فرستند. اینها مسائلی است که خسارت های زلزله را چند برابر می کند."



دردناکتر و عذاب آورتر از از رنج زلزله

یوسفی دردناکتر و عذاب آورتر از از رنج زلزله برای بازماندگان را از دست رفتن کرامت و عزت نفس مردمی می دانند که سالها غرور و طبع بلندشان زبان زده بود است؛ عدم استراتژی درست در نحوه کمک رسانی سبب شده تا بسیاری از افراد رفتارهایی بر خلاف طبع بلندشان انجام دهند؛ "به نظرم مردم بی تقصیرند وقتی خانه ات ویران است و خانواده ات آواره و همه چیزت با خاک یکسان شده با استرس امروز و فردای نامشخص، مجبوری به هر چیزی چنگ بزنی تا برای خانواده ات غذایی، چادری، پتویی و ... تهیه کنی و در آن زمان به تنها چیزی که نمی اندیشی غرور است و همین سبب می شود رفتارهای ناهنجار ظهور کند."

"خیلی وقتها جلو محموله های کمک مردمی گرفته و به انبارها منتقل می شد اما پس از آن مدیریت درستی بر توزیع اعمال نمی شد. وقتی مردم به پتو و چادر و وسایل گرمایشی احتیاج داشتند این اقلام در انبار می ماند و به جای آن خرما و کلوچه ، آن هم به شیوه ای نادرست و در تضاد با غرور و کرامت افراد، بین مردم توزیع می شد."

" گذشته ها گذشته ولی در حال حاضر مشکل، کانکس و اسکان مردم است چون هوا در این مناطق به ویژه در شب به شدت سرد است " وی این را می گوید و ادامه می دهد: متاسفانه در زمینه توزیع کانکس هم اصلا برنامه ای وجود ندارد و بیشتر فامیل بازی است تا توزیع با ضابطه و قانونمند.

توزیع نادرست کانکس ها، مسئله ای است که عطا رحیمی عضو شورای شهر ثلاث نیز بر آن مهر تایید می زند و به شهر فردا می گوید: در توزیع کانکس با دو مسئله روبه رو هستیم. نخست آنکه خیرینی که به منطقه می آیند با دیدن ظاهر خانه ها که سالم است فکر می کنند این خانه ها قابل سکونت است و بنابراین از دادن کانکس به صاحبان این خانه ها خودداری می کنند در صورتی که کافی است خطر کنید و سری به درون خانه ها بزنید. داخل بسیاری از خانه ها که ظاهرا سالم است دیوارها کاملا از هم گسته است و ترک های عمقی بر سقف و دیواره ها وجود دارد که پس لرزه های فراوان هم همین دیواره های نیم بند را خطرناک و سکونت در آن را غیر ممکن می کند و تماما باید تخریب و دوباره ساخته شود.

"مسئله دوم هم سیاسی کاری، فامیل بازی، نبود سازوکار صحیح و نظارت در نحوه توزیع کانکس هاست. ما کسی را داریم که از ابتدای ماجرای زلزله تاکنون 4 بار کانکس گرفته است. دو تا را اجاره داده، یکی را فروخته و در یکی دیگر خودش ساکن شده است. در مقابل هم شخصی است که هر دو دست و قفسه سینه اش شکسته و به سختی توانسته ایم برای او و خانواده اش چادر تهیه کنیم."

از سوی دیگر مشکلی که "علی یوسفی" به آن اشاره می‌کند و آن هم به نبود مدیریت و برنامه ریزی درست در توزیع خدمات و کمک ها بر می‌گردد این است که چون توزیع کنندگان کالا و خدمات افرادی را که به خانه هایشان بازگشته اند مستحقق کمک نمی دانند برخی برای اینکه از کمک ها بهره ببرند چادرها را ترک نمی کنند.

این در حالیست که با یک مطالعه میدانی و آمایش دقیق از وضعیت مناطق مختلف حادثه دیده به درستی می توان مشخص کرد که در چه نقطه ای مردم با چه مشکلاتی روبه رو هستند برای مثال در کدام منطقه مردم بیشتر چادر می خواهند و در کدام نقطه مردم نیازمند اقلام بهداشتی و دارویی هستند و در کدام نقطه مردم کمبود مواد خوراکی دارند.

"وام برای تعمیر و بازسازی خانه نیز قصه پیچیده ای شده است. صف های طول و دراز بانک و مردمانی که پرونده به دست ایستاده اند را که کنار بگذاریم، ساز و کار این وام های مسکن هم مشخص نیست. فعلا هم تنها کسانی که مالک بوده اند برای تشکیل پرونده می توانند اقدام کنند و تکلیف مستاجرها اصلا مشخص نیست."

جای شکرش باقی است که زمستان است!!!

وضعیت بهداشت هم تعریفی ندارد به طوری که "یوسفی" خدا را شکر می کند که فصل زمستان است و گرنه قطعا بوی تعفن منطقه را پر می کرد.

"تا زمانی که شهرداری منطقه 20 تهران مسئولیت نظافت ثلاث را برعهده داشت، شهر تمیز و پاکیزه بود اما از زمانی که آنها رفتند و تجهیزاتشان را نیز با خود بردند وضعیت به شدت آشفته است. حتی در اداره ای که کار می کنم خود کارمندان هستیم که حمل زباله را تا شعاع 200 متری انجام می دهیم.

عطا رحیمی نیز به عنوان عضو شورای شهر، ضمن تایید این مطلب معتقد است که شورا و شهرداری ثلاث پس از زلزله و در زمان بحران ضعیف عمل کردند و نتوانسته اند پاسخگوی نیاز شهروندان باشند.

وی دلایل این عملکرد ضعیف را اینگونه تشریح می کند؛ متاسفانه در نبود مدیریت و برنامه ریزی، روابط قومی و عشیره ای بر خدمت رسانی حاکم است. برخی از مدیران در اینجا دوست دارند خدماتی که ارائه می کنند در بوق و کَرنا کنند در حالی که ما مسئولیم و خدمت به مردم وظیفه ماست نه لطف ما در حق مردم.

"از نظر بهداشتی مانند دسترسی به حمام و سرویس بهداشتی برخی از افراد که خانه هایشان صدمه آنچنانی ندیده، از حمام و سرویس بهداشتی خانه های خود استفاده می کنند اما در مورد آنهایی که خانه و کاشانه شان به طور کامل تخریب شده است تعداد حمام و سرویس بهداشتی برای عموم کافی نیست"

رحیمی با بیان این مطلب می گوید: در حالت عادی ما دست کم ماهی دوبار جلسه شورا شهر برگزار و در مورد مسائل و مشکلات شهر صحبت می کردیم حالا پس از زلزله به جرات می گویم به جز یک جلسه نصفه نیم، شورای شهر تشکیل جلسه نداده در حالیکه در این شرایط اضطرار و بحران ما باید به طور مرتب وضعیت را بررسی و برای کاهش مشکلات و آسیب ها چاره اندیشی کنیم اما متاسفانه همه به جای رتق و فتق امور مردم درگیر بحث ها و مسائل حاشیه ای شده اند.

به گفته این عضو شورای شهر، امدادرسانی بدون آمار دقیق یکی از بزرگترین چالش ها بعد از زلزله بوده است در حالیکه به راحتی و با داشتن آمار و اطلاعات دقیق، بدون ضربه خوردن به غرور و شخصیت مردم می شد به آنها کمک کرد و همین می شود که در یک نقطه با اشباع کالا و خدمات روبه رو هستیم و در جای دیگر هیچ کمکی توزیع نشده است.

"چگونه است که من به عنوان یک عضو شورای شهر با یک آماربرداری ساده، آمار و اطلاعاتی با دقت 95 درصد از وضعیت شهر در اختیار دارم اما مسئولان با این دستگاه عریض و طویل نمی توانند برآورد درستی از وضعیت داشته باشند و آمار درستی بدهند."

بحران معیشت

با گذشته 60 روز از زلزله، معیشت مردم چگونه می‌گذرد؟ این سوال بسیاری از کسانی است که از دور وضعیت زلزله زدگان را تعقیب می کنند.

"در منطقه آنچنان کارگاه و یا کارخانه تولیدی وجود ندارد. 10 درصد مردم کارمند دولت و بقیه دامدار، کارگر و یا شغل کاذب دارند." این را "یوسفی" می گوید و اضافه می کند: زلزله اخیر سبب شد بسیاری، همین شغل نصفه نیمه را هم از دست بدهند و هستند بسیاری از افراد که قبل از زلزله هم بیکار بودند و حالا بعد از این بحران، گذران زندگیشان سخت تر شده است.

در این میان اما وضعیت خانواده هایی که دارای بیش از دو فرزندان معلول هستند و اتفاقا آمارشان هم کم نیست بیش از پیش دشوار است. یوسفی در مورد این خانواده ها می گوید: به علت نبود آموزش های بهداشتی در مورد ازدواج و رواج ازدواج فامیلی در این مناطق آمار معلولیت های ناشی از ازدواج فامیلی بسیار بالاست. بسیاری از این معلولیت ها نیز نیاز به مراقبت های پزشکی و بیمارستانی دارد که در این شرایط این خدمت رسانی بیش از پیش دشوار است و وضعیت اصلا مطلوب نیست. رنج این خانواده ها چند برابر است. هم مشکل معیشت و هم رنج مراقبت از فرزندان معلول.

حرف از درد و رنج مردمان به جا مانده از زلزله آنقدر زیاد است که هزاران کلمه دیگر هم توان توصیف آن را ندارد و تنها باید با چشم دید تا فهمید چه بر این مردمان می گذرد.

می گویند عقل تکرار را نمی پسندد اما قصه درد کرمانشاه را باید آنقدر بارها و بارها گفت تا یاد بازماندگان زلزله کرمانشاه مانند بم زیر آوار فراموشی روزگار مدفون نشود. حساب مردمان این سرزمین با بقیه اندکی متفاوت است. اینها مردان و زنانی هستند که سالها در برابر سیل دشمنان و متجاوزان خارجی ایستادند و از شکستن مرزهای میهن جلوگیری کردند آنها حق بزرگی بر گردن همه ایرانی ها دارند. باید به یاد داشت آرامش و ثبات برای مردم کرمانشاه یعنی آرامش و ثبات برای مرزها و به تبع آن آرامش ایران. اگرچه با وجود این روایت غمناک و تاسف بار از وضعیت بغرنج زلزله زدگان منطقه ثلات باباجانی آنچه عطا رحیمی و علی یوسفی در گفته هایشان بر آن اذعان داشتند این است که بسیاری از مشکلات مردم بازمانده از زلزله با مهر و محبت هموطنان مرتفع شده است اما همچنان این افراد نیازمند کمک های مادی و معنوی از سوی ما و مسئولان هستند البته با مدیریت و برنامه ریزی صحیحی و نیاز سنجی هستند فراموش نکنیم که هنوز کار برای انجام دادن بسیار است. باید طرح نو در انداخت.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برگزیده ها
ظرفیت‌های شورای شهر برای تحقق شعار سال

ظرفیت‌های شورای شهر برای تحقق شعار سال

عضو شورای شهر زنجان گفت: در اولین جلسه علنی و رسمی شورای شهر زنجان، تمامی اعضای شورا به اتفاق از شهردار زنجان خواستند در خریدهای سال جاری اولویت با کالاهای ایرانی به خصوص کالاهای بومی تولید شده در شهر زنجان باشد.
روزهای خوب دریاچه‎ ارومیه / تصاویر

روزهای خوب دریاچه‎ ارومیه / تصاویر

در اولین روز های سال ۹۷ آب دریاچه ارومیه نسبت به روزهای گذشته بالا آمده و دریاچه حال نسبتا خوبی دارد.