کد خبر: ۳۸۰۹۱
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۵
آداب و رسوم مردم تهران در ماه مبارک رمضان:
در تهران قدیم آداب و مراسم های خاص و ویژه ای برای برگزاری ماه مبارک رمضان وجود داشت که باعث می شد این ماه یکی از زیباترین زمان ها برای مردمان این شهر باشد.

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی «شهر فردا»، یکی از رسوم تهرانی ها که در اثر گذشت زمان تغییر کرد مراسم " کلوخ اندازان " بود که یک تا سه روز قبل ماه غاز می شد. بنا براین رسم خاص که از اشعار شاعران مطرح گذشته گرفته شده بود، مردها ظاهر خود را تمیز و پاکیزه می کردند و با خانواده هایشان به دامان طبیعت می رفتند و هنگام غروب رو به قبله تکه کلوخی را در دست می گرفتند و می گفتند خدایا گناهان خود را شکستیم و خود را برای عبادت در روزهای ماه رمضان آماده کردیم و سپس کلوخ را به نیت نابودی اعمال ناپسندشان به زمین می زدند.

استقبال با سبزه و آب و آیینه

در تهران قدیم، آئین و رسوم ماه مبارک رمضان برای مردم شبیه عید نوروز بود، بانوان به خانه تکانی و مردها به غبارروبی مساجد و اماکن مذهبی می پرداختند. در شب رویت هلال ماه بسیاری از خانواده ها با آب و آیینه و سبزه روی بام خانه به پیشواز ماه نو می رفتند. مردان با حفظ تمیزی و پاکیزگی به برگزاری مقدمات و اعمال ماه مبارک رمضان می پرداختند. در این ماه مردها ماه رمضان، ریش خود را کوتاه تر می کردند و زنان تا هلال ماه شوال از روبندهای بلندتر و چادرهای عبایی بدون هرگونه آرایش و زینت استفاده می کردند.

ویژگی مهم اقتصادی آن زمان این بود که در ماه رمضان مغازه ها خواربار بهتری را با قیمت پایین تر عرضه می کردند و برای بهره مندی از برکات این ماه از ترازوهای دقیق و سنگ های تمام استفاده می کردند. اگر این ماه در تابستان واقع می شد که وفور نعمت بود. مردم به طور معمول چند برابر خرید می کردند و برکت ماه رمضان در خانه مردم راه پیدا می کرد.

شلیک گلوله توپ و کوبیدن مشت به دیوار همسایه

پیش از زمانی که رادیو و تلویزیون به ایران و خانه های مردم راه پیدا کند، اعلام اوقات شرعی به شیوه های مختلفی انجام می شد. دریک برهه زمانی وقت سحر و افطار با شلیک سه گلوله توپ هنگام اذان مغرب و سحر اعلام می شد. در دوره ای رسم بود یک تا دو ساعت قبل از اذان صبح مقابل مغازه ها و منازل مرتفع تر چراغ نفتی آویزان کنند تا مردم با دیدن نور آنها به تهیه سحری بپردازند. همچنین رسم بود در خانه های بزرگ که چندین خانواده دور تا دور حیاط با هم زندگی می کردند، برای جانماندن همسایگان از خوردن سحری، اولین نفری که بیدار می شد، موظف بود با کوبیدن مشت به دیوار، همسایه خود را بیدار کند و این زنجیره تا آخرین اتاق در یک حیاط ادامه داشت.

چیدن سفره افطار و افطارکردن آداب خود را داشت، اول با نصف استکان آب گرم که گاهی شیرین بود روزه خود را باز می کردند و بعد با خوردن دو تخم مرغ عسلی، چند انگشت حلوا و چند لقمه نان با پنیر و چای شیرین به خوردن ادامه می دادند که گاهی با آش رشته و جو هم همراه بود. در سفره شام افطار، بورانی اسفناج با ماست، حلوا ارده، ماست و لبو را اول می خوردند و در آخر شام آورده می شد. شام تهرانی های قدیم در ماه رمضان بیشتر از غذاهای نخوددار مثل کوفته شامی، شامی لپه و کوفته نخودچی بود که معتقد بودند روزه دار را جان دارتر و قوی تر می کند.

خوراکی های افطار

تهرانی های قدیم به اقتضای فصلی که در آن بودند، برای چیدن سفره های افطار غذا و نوشیدنی های مختلف از جمله فرنی، خرما، شیربرنج، حلوا، خاکشیر یخ مال، پالوده سیب با گلاب و شربت های سکنجبین، بیدمشک گلاب با تخمه شربتی تهیه می کردند. آنها به دلیل ارزش و اهمیتی که برای دید و بازدید و افطاری دادن قائل بودند، با توجه به ذائقه و بضاعت مالی خود، غذاهایی مانند شامی کباب، شامی لپه، چلوکباب، کوفته و کباب حسینی را نیز برای افطار تهیه می کردند و در مراسم دید و بازدیدها و شب نشینی هایشان شب چره ای که شامل زولبیا و بامیه، پشمک، باقلوا و قطاب و میوه های فصل می شد تدارک می دیدند. به دلیل آگاهی مردم قدیم از فواید، مضرات و ویژگی های مواد غذایی مختلف، مردم چون از عطش آور بودن گوشت و حبوبات اطلاع داشتند کمتر از این مواد غذایی استفاده می کردند و در عوض و با مصرف زیاد سبزی و میوه، روزه داری آسان تر می شد.

در زمان های گذشته به دلیل اینکه برنج باعث تشنگی نمی شد در هنگام سحر بیشتر از این ماده غذایی استفاده می کردند، بانوان وعده سحری ماه رمضان را همان زمان می پختند و غذای مانده از قبل را گرم نمی کردند. نانوایان در این ماه سعی در افزایش کیفیت نان داشتند و نان سنگک از نان های پرطرفدار بود.در این ایام مردان تهرانی پس از افطار نیز در مساجد حاضر و از سخنرانی های این ماه بهره مند می شدند، همچنین ترنا بازی (یک بازی باستانی)، رفتن به قهوه خانه ها و زورخانه ها نیز از کارهای معمول پس از افطار بود.

زورخانه ها از افطار تا سحر میزبان پهلوانان و علاقه مندان بود و از آن به نظر اهالی زورخانه، اولاد پیامبر(ص) بر تمام پیشکسوتان برتر بودند، در این ماه افرادی از سلاله آل الله(ص) ارجحیت و اولویت ورود به گود زورخانه را داشتند. ضرب و زنگ زورخانه نیز در این ایام تغییر می کرد و در شب های قدر و شهادت حضرت امیرالمومنین(ع) به زمزمه «منم منم گدای علی، علی، علی» تبدیل می شد.

نذر شستن ظروف افطار

یکی دیگر از رسوم ماه مبارک رمضان که البته هنوز در سراسر ایران در مناسبت های مختلف دیده می شود نذر شستن ظروف سفره های افطار برای کاهش آلام زندگی و گناهان خود بود. مردم در این ایام بیشتر از مناسبت های دیگر، به شستن ظروف، دیگ ها و ... همدیگر مشغول می شدند.

خوردن کله پاچه و آجیل خاص در شب بیست و هفتم

یکی دیگر از رسوم این ماه در تهران قدیم ، خوردن کله و پاچه در شب بیست و هفتم بود که تا حدودی هم چنان ادامه دارد. یکی دیگر از آداب خاص روز بیست و هفتم نیز خوردن آجیل مراد بود که باید توسط افرادی که محمد، علی و فاطمه نام داشتند، تهیه می شد. مواد این آجیل شامل خرما، پسته، فندق، نخودچی، بادام و شکر پنیر بود. در این روز زنان و مردان حاجتمند پس از تقاضا از 40 نفر که نامشان محمد، علی یا فاطمه بود از یک مغازه پارچه فروشی رو به قبله که اسم صاحب آن محمد یا علی بود پارچه خریده و بین دو نماز ظهر و عصر روز بیست و هفتم در مساجدی نظیر سپهسالار، جامع بازار و سلطانی بریده و می دوختند و سپس به تن صاحبان حاجت می کردند.

برکت الهی و سیر شدن گرسنگان

در میان مردم تهران قدیم ناسپاسی نسبت به نعمت مطرود و مذموم بود و هیچ شکمی گرسنه نمی ماند. اگر در کوچه و خیابان کسی به دلیل گرسنگی کمک می خواست، در مدت کوتاهی درب هر خانه ای که در آن کوچه بود برای ثواب این عمل باز می شد و مردم در کمک کردن به نیازمند با هم رقابت داشتند. در این ماه اعمال غیر اخلاقی و شرعی به کمترین میزان خود می رسید. بسیاری از اعمال گناه آلود ترک می شد و افراد با عبرت از اعمال نکوهیده آن ها را ترک می کردند. همچنین در این ماه انواع مختلف حلوا و آش جزو نذورات مردم بود و هرکس به اقتضای وضعیت خود، برای باقیات صالحات و فاتحه اهل قبور و طلب آمرزش، دو، سه ساعت مانده به افطار آش و حلوایش را آماده می ساخت و نیم ساعت مانده به افطار، حداقل برای هفت خانه نذری می فرستاد.

خداحافظی با ماه رمضان

در تهران قدیم نزدیک به غروب شب اول ماه شوال، مردم از لحظه غروب تا یک ساعت از شب روی بام ها و گل دسته ها و بلندی ها رفته و به دنبال ماه شوال می گشتند. اگر ماه را به صورت دست جمعی می دیدند، فردایش را عید می گرفتند وگرنه منتظر رسیدن تلگراف از کربلا و نجف می شدند و اگر خبری نمی رسید خودشان تلگرافی را به علما فرستاده و کسب تکلیف می کردند. بسیاری از این آداب و رسوم در مناسبت ها و ایام خاص به دلیل وفاداری و پیروی نسل در نسل، جزئی از فرهنگ مردم کشور ما محسوب می شد و حال در این دوران هیچ خبری از آن رسوم و فرهنگ اصیل نیست. عادات و رفتارهایی که اگر هم چنان پابرجا بودند، می توانستند برکت و صفا و صمیمیت گذشته ها را در منازل و فضای زندگی خانواده ها در این ماه پربرکت و ویژه به خانواده ها برسانند، اما در طول سال ها رنگ باختند و به فراموشی سپرده شدند. شاید به همین دلیل دیگر ماه رمضان ها مثل سابق نیست و سفره های سحری و افطار هرچند رنگین تر و تجملی تر چیده می شوند، اما به دلیل رخت بر بستن انصاف، نوع دوستی، رحم و بخشندگی در جامعه، برکت واقعی در آن ها کمتر پیدا می شود.

مناجات تهرانیان قدیم در رمضان

در حوزه مراسم و آیین‌ها در ماه‌ مبارک رمضان توجه بیشتری به قرآن در محله‌ها می‌شد. رمضان به‌طور خاص ‌ماه قرآن و دعا بود. در خانه‌هایی که ظرفیت و جای بیشتری داشتند جلسات مذهبی قرآنی محلی و صنفی به‌مدت 30شب برگزار می‌شد و برای شب‌های قدر خانه‌های بزرگ‌تر را انتخاب می‌کردند. برنامه قطعی همه این جلسات، قرآن‌خوانی و تفسیر قرآن توسط روحانیون بود. برخی مساجد خیلی شلوغ بود و بزرگ‌ترها بچه‌ها را می‌فرستادند تا در مسجد، به‌خصوص برای نماز جماعت و شب‌های قدر جا بگیرند و آنها هم با ذوق و شوق پیشقدم می‌شدند. پشت سر آنها هم خانواده‌ها بودند که کتاب دعا و قرآن و سجاده‌شان را زیر بغل زده و از کوچه و پس کوچه‌ها به سمت مساجد و هیأت‌ها می‌رفتند. آن وقت‌ها در مساجد و هیأت‌ها اینقدر قرآن نبود؛ به‌خصوص در شب‌های قدر که جمعیت بیشتر بود، هر کس قرآن و کتاب دعای خودش را به همراه می‌برد. آن سال‌ها مجالس محتوایی‌تر بود و برنامه قرائت قرآن در عموم این محافل برگزار می‌شد.

در حوزه مراسم و آیین‌ها نیز در گذشته‌ در ماه‌مبارک رمضان توجه بیشتری به قرآن در محله‌ها می‌شد. رمضان به‌طور خاص ‌ماه قرآن و دعا بود. در خانه‌هایی که ظرفیت و جای بیشتری داشتند جلسات مذهبی قرآنی محلی و صنفی به‌مدت 30شب برگزار می‌شد و برای شب‌های قدر خانه‌های بزرگ‌تر را انتخاب می‌کردند

مساجد محلات شهر از شلوغترین مراکز عمومی به حساب می آمد که پذیرای اکثر قریب به اتفاق اهالی به شمار می رفت. معمولا رسم بر این بود که اکثر مساجد، نماز جماعت مغرب و عشاء را در اول اذان بر پا می کردند و نمازگزاران با یک خرما روزه خویش را باز کرده، سپس به خانه رفته، افطار می کردند و بعد از گذشت ساعتی مجددا به مسجد باز می گشتند. برنامه مسجد عموما به این صورت تنظیم شده بود که ابتدا واعظ منبر می رفت و پس از سخنرانی بلافاصله درس قرآن شروع می شد که اکثر علا قه مندان آن نوجوانان و جوانان بودند.

تعطیلی برخی از کسبه و رونق دسته ای دیگر

کسبه تهران قدیم در ماه رمضان غیراز بقال، قصاب و خباز عموما تعطیل می شدند، زیرا اغلب مردم به دلیل شب زنده داری تا ظهر روز بعد خواب بودند،مشاغلی هم که فقط ناهاری داشتند تمام ماه رمضان تعطیل می شدند.علاوه بر این ها کسب و کارهایی هم در تهران قدیم بود که کارشان با شرع مغایرت داشت.با این وجود این نوع کسبه در ایام دیگر سال دایر بودند اما در ماه رمضان تعطیل می شدند.شغل هایی از قبیل؛ پیاله فروشی(محل عرق خوری)، شیرکخانه (جایی مانند رستوران های امروزی که در آن جا غذا و عرق و شراب و گاهی زنان و پسران خود فروش عرضه می شد. یادآوری شود این مکان با شیره خانه تفاوت داشت ) و شغل هایی که شخص روزه دار از انجامش معذور بود نظیر؛ زالو اندازی،دندان سازی،حجامت و در کنار این مشاغل کاسب هایی هم بودند،که در این ماه بازارشان سکه می شد و از رونقی ویژه برخوردار، وصیت نامه نویس، کتاب دعا فروش و قرآن فروش بودند.





ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برگزیده ها
زیمباوه برای کنترل تورم و رکود چه کرد؟

زیمباوه برای کنترل تورم و رکود چه کرد؟

در حالیکه زیمباوه پس از جنگ تورم 98 درصدی را تجربه کرده و روزانه نصف ارزش پول خود را از دست می داد ،دولت وقت برای کنترل تورم ورکود دلار آمریکا را جایگزین دلار این کشور کرد ،اکنون تورم زیمباوه 11 درصد گزارش می شود.
انصراف نوه امام از سرپرستی شهرداری تهران

انصراف نوه امام از سرپرستی شهرداری تهران

علی اشراقی نوه امام از نامزدی برای سرپرستی شهرداری تهران انصراف داد.