کد خبر: ۳۰۷۳۵
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۶
آن روز مولودی زمین را از یمن قدومش مبارک ساخت که یتیمان در انتظار نفوس معنوی و دستان پر مهر پدرانه‌اش که پینه بسته بود تا سر بی نوازش آنان را تفقدی بخشد و دست کرامت و نوازشی بر سرشان بکشد و محروم از نعمت پدر نباشند...

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی شهر فردا، شب بود و ظلمت مثل همیشه بر همه جا سلطه داشت ولی ظلمت امشب با تمام شب‌ها فرق  می‌کرد، انگار میل به زوال و تغییر نداشت؛ چرا که می‌خواست شاهد حادثه ای بی نظیر باشد.

آسمان آن شب جلوه و شکوه خاصی داشت، سکوتی اسرار آمیز بر همه جا دامن گسترده بود... انگار همه و همه حتی پرندگان و حیوانات شب هم ساکت بودند نکند این فرصت طلایی را از دست بدهند.

اینجا فقط نسیم بی‌تابی می‌کرد و از این طرف به آن طرف می‌رفت و عجولانه گونه‌های خود را بر بام کعبه می‌سایید تا تبرک شود؛ گویی خبر داشت که چه کسی قرار است مولود این خانه باشد.

شب به نیمه نزدیک می‌شد و همه منتظر فرصتی بودند تا از نور مولود آن شب برای خود آبرویی بخرند؛ همه چیز مهیا بود... زمین غرق نور و معنویت بود و از آسمان نیز باران فضل و رحمت می‌بارید.

آن شب، شب جمعه و روز سیزدهم رجب سال سی‌ام عام الفیل بود.

صبح شد و لحظه موعود... دعوتش کردند... دعوتی که هرکس را به آن محل مجالی نیست و مقامی را می‌طلبد که باید در شأن آن مکان باشد؛ فاطمه را می‌گویم؛ برای تولد امیر پاکی‌ها به خانه راهش دادند و چقدر مصداق پیدا کرد که: «شرف المکان بالمکین»

در حین خواندن دعا بود که پیش چشمان حاضران دیوار خانه خدا، ادب کرد و شکافته شد، به اندازه‌ای که فاطمه بتواند داخل شود؛ لحظه ورودش قیامتی به پا شده بود! پنج بانوی آسمانی که هرکدام در دنیا قیامتی به پا کرده بودند، حاضر شدند و اجلال نزول فرمودند تا فاطمه بنت اسد را در تولد فرزندش یاری کنند.

آن روز مولودی زمین را از یمن قدومش مبارک ساخت که یتیمان در انتظار نفوس معنوی و دستان پر مهر پدرانه‌اش که پینه بسته بود تا سر بی نوازش آنان را تفقدی بخشد و دست کرامت و نوازشی بر سرشان بکشد و محروم از نعمت پدر نباشند.

شخصیتی بزرگ و همه جانبه

شخصیت حضرت امیرالمؤمنین(ع) آن‌قدر وسیع، بزرگ و همه‌جانبه است که درک و فهم آن برای هرکسی آسان نیست، حتی برخی از بزرگان هم درباره آن حضرت مطالعات عمیق و گسترده‌ای انجام داده‌اند، معتقدند که شناخت حضرت علی(ع) به‌آسانی امکان‌پذیر نیست.

آیت‌الله میرباقری نماینده مردم استان البرز در مجلس خبرگان رهبری در این رابطه گفت: بسیاری از فضایل حضرت امیر گفته نشده چون واقعاً جزو اسرار است و قابل‌گفتن هم نیست و اگر هم گفته می‌شد، خوب فهم نمی‌شد ابن ابی الحدید در جلد ۹ شرح نهج‌البلاغه روایت پشت سر هم ذیل یک خطبه‌ای در فضایل امیرالمؤمنین آورده که روایات فوق‌العاده‌ای هم هستند. یکی از آن‌ها این است که وجود مقدس نبی اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم به حضرت امیرالمؤمنین فرمود «لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ فِیکَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِی مَا قَالَتِ النَّصَارَی لِلْمَسِیحِ عِیسَی بْنِ مَرْیَمَ لَقُلْتُ فِیکَ الْیَوْمَ قَوْلًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ رِجْلَیْک »(۵)؛ اگر چنین نبود که جمعی از امت من، سخنی را که نصارا در باب فرزند مریم گفتند (که او را خدا خواندند)، امروز سخنی را درباره شما می‌گفتم که بر هیچ جمعی از مسلمان‌ها عبور نکنی الا اینکه خاک کفش تو را تبرکا بردارند. پس خیلی از فضایل حضرت امیر گفته نشده و یا اگر گفته‌شده در قالب سر و پوشیده گفته‌شده و ظهورش می‌ماند برای خواص یا عوالم بعد که این موانع رفع بشود تا امکان ظهور آن حقایق باشد.

وی تصریح کرد: لذا چنانکه گفته شد، در باب حضرت امیر خیلی چیزها گفته نشده آنچه هم که گفته‌شده خیلی‌هایش سربه‌مهر است. مثل آیات قرآن که سراسر، فضایل حضرت امیر هستند. اهل سنت مکرر دارند که حداقل مثلاً ۳۰۰ آیه در فضیلت امیرالمؤمنین علیه‌السلام هست. حسکانی در شواهد التنزیل تعبیری دارد و از ابن عباس نقل می‌کند که هیچ آیه‌ای در قرآن نیست که مؤمنین به «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» مخاطب شده باشند الا اینکه شریکشان امیرالمؤمنین است؛ یعنی حقیقت خطاب به امیرالمؤمنین است و بقیه به‌تبع ایشان مخاطب این آیه می‌شوند؛ بنابراین قرآن هم سراسر فضایل امیرالمؤمنین است و اسامی حضرت در قرآن ذکرشده و بزرگان این اسامی حضرت را جمع کرده‌اند.

نماینده مردم استان البرز در مجلس خبرگان رهبری گفت: روایتی در معانی الاخبار از خود امیرالمومنین نقل‌شده که وقتی ایشان فضایل خودشان را ذکر می‌کنند، اسامی خودشان را در کتب آسمانی و در نزد افراد و اقوام می‌گویند تا می‌رسد به قرآن، کانه هر کتابی به‌اندازه خودش پرده از امیرالمؤمنین برداشته و فضایل حضرت در آن گفته‌شده است، قرآن که کتاب جامع الهی است و کتاب هدایت الهی است، خدای متعال با این اسامی حضرت امیرالمؤمنین را یادکرده، چون اسامی معرف و نشان‌دهنده است و اسمایی که برای هر موجودی است نشان‌دهنده کمالات اوست.

توجه حضرت امیر(ع) به خانواده

امیرمومنان علی(ع) درزمینهٔ دل‌بستگی به خانواده، حفظ و حراست از بستگان و رسیدگی به آنان، اهتمام به صله‌رحم و استوار ساختن پیوند خویشاوندی پیشتاز بوده‌اند؛ چنان‌که خود در یکی از فرمایشاتش به این مطلب تصریح کرده‌اند: «هیچ‌کس در پذیرش دعوت حق و صله‌رحم، چون من پیشتاز نبوده است».

حضرت علی(ع) در برخورد با هم نوعان و خانواده خویش بهترین الگوی جامعه امروز هستند که با مطالعه تاریخ و نهج‌البلاغه می‌توانیم به این مهم پی ببریم.

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) امام اول شیعیان، فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد، همسر حضرت زهرا(س) و پدر امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و زینب کبری(س) است.

ایشان در سیزدهم رجب، سی سال پس از واقعه اصحاب فیل در داخل خانه کعبه متولد شدند. پس از بعثت رسول خدا ایشان اولین مردی بودند که اسلام آوردند و در تمام سختی‌ها یار و یاور پیامبر(ص) بودند.

لقب «امیرالمؤمنین»، ویژه علی(ع) است و دیگری را با این لقب یاد کردن، شایسته نیست. بر اساس متون مختلف روایی که بخشی از آن‌ها پس‌ازاین می‌آید، حتّی سایر امامان معصوم(ع) را نیز نمی‌توان با این عنوان یادکرد.

بنا بر شهادت تمام مورخان قدیم و جدید اولین مردی که بلافاصله پس از بعثت رسول خدا(ص) با ایشان بیعت کرد و رسالت ایشان را قبول کرد، امام علی(ع) بود.

رسول اکرم(ص)، خود به سبقت حضرت علی(ع) در اسلام تصریح کردند و در جمع صحابه فرمودند: «نخستین کسی که در روز رستاخیز با من در حوض(کوثر) ملاقات می‌کند پیش‌قدم‌ترین شما در اسلام، علی بن ابیطالب است».

تعیین علی(ع) به جانشینی پیامبر در روز غدیر

اواخر عمر شریف رسول اکرم(ص) مسلمین را فرمان دادند تا همراه ایشان در آخرین حج رسول خدا شرکت کنند. در راه بازگشت در منطقه‌ای به نام غدیر آیه‌ای نازل شد. رسول اکرم(ص) فرمان توقف دادند و در آن جا خطبه معروف غدیر را قرائت فرمودند و حضرت علی(ع) را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کردند.

حضرت فرمده‌اند: «من که امام شما هستم به دو جامه کهنه و دو قرص نان اکتفا کرده‌ام در صورتی که می‌توانم از جامه‌های حریر لباسی فاخر بپوشم و از عسل مصفی و مغز گندم غذای لذیذ و مقوی تناول کنم ولی هیهات که هوی و هوس نفس بر من غلبه نماید! آیا به همین قناعت کنم که گویند من امام و خلیفه هستم اما در اندوه و پریشانی فقرا شرکت نکنم؟»

در بخشی از نامه حضرت امیر به مالک ذکر