کد خبر: ۱۲۲۷۰۴
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۸
بازیکن سابق تیم فوتبال پرسپولیس و تیم ملی در پی ابتلا به کرونا، دار فانی را وداع گفت.
به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی «شهر فردا»،علی انصاریان که از ابتدای بهمن در پی ابتلا به کرونا در بیمارستان فرهیختگان تهران بستری بود، مغلوب این بیماری شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

انصاریان متولد ۱۳۵۶ بود و فوتبال حرفه‌ای را از سال ۱۳۶۹ با عضویت در تیم جوانان پیام تهران آغاز کرد. بانک سپه، بانک ملی و فجر سپاسی دیگر تیم‌هایی بودند که علی انصاریان در رده جوانان در آنها بازی کرد در ادامه به تیم بزرگسالان فجرسپاسی ملحق شد تا فوتبالش را حرفه‌ای تر ادامه دهد. او سال ۱۳۷۷ پیراهن پرسپولیس را بر تن کرد و در ۸۸ بازی ۶ بار تواست برای سرخ‌های پایتخت گلزنی کند.

او یک سال به سایپا رفت در ادامه دوباره به پرسپولیس برگشت و در دو سال ۴۸ بار برای این تیم به میدان رفت. این مدافع میانی سال ۱۳۸۶ راهی استقلال شد در ۲۳ بازی هم پیراهن این تیم را پوشید. استیل‌آذین، استقلال اهواز، گسترش فولاد تبریز و شاهین بوشهر از دیگر تیم‌هایی بودند که انصاریان برای آنها بازی کرد و در نهایت در سال ۱۳۹۰ رسما از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

مدافع نام آشنای فوتبال ایران ۶ بار هم برای تیم ملی فوتبال ایران به میدان رفت و برای این تیم افتخار آفرینی کرد.



علی انصاریان در بعد از پایان فوتبالش، وارد عرصه بازیگری شد و در فیلم‌هایی چون پاداش سکوت، کلاف،شروع یک پایان، حکم تیر، دو روز تا ماندن، حس خوب زندگی،اژدر، کلوپ همسران و رمانتیسم عماد و طوبا نقش آفرینی کرد. "رمانتیسم عماد و طوبا" این روزها در جشنواره سی و نهم فیلم فجر در حال اکران است.


پایگاه خبری تحلیلی شهر فردا درگذشت علی انصاریان را به خانواده او و جامعه فوتبال و هنر تسلیت می‌گوید.

انتهای پیام

 
 
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برگزیده ها
زمین‌لرزه ۵.۵ ریشتری در هرمزگان/تاکنون تلفاتی گزارش نشده است

زمین‌لرزه ۵.۵ ریشتری در هرمزگان/تاکنون تلفاتی گزارش نشده است

بامداد شنبه (۲۷ دی) زمین‌لرزه‌ای‌ به بزرگی ۵/۵ ریشتر در عمق ۱۹ کیلومتری زمین، مرز خلیج فارس، جزیره قشم و هرمزگان - حوالی کنگ در استان هرمزگان را لرزاند.
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد!

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد!

شجاعت خواهرِ خوش بینیه، من خوش بین نبودم چون شجاع نبودم! درد با ما به دنیا میاد، با ما قد می کشه و باهامون اُخت می شه، جوری که حس می کنیم مثِ دست و پا همیشه باید باهامون باشه.