کد خبر: ۱۱۳۹۳۴
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۸
شجاعت خواهرِ خوش بینیه، من خوش بین نبودم چون شجاع نبودم! درد با ما به دنیا میاد، با ما قد می کشه و باهامون اُخت می شه، جوری که حس می کنیم مثِ دست و پا همیشه باید باهامون باشه.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری - تحلیلی «شهر فردا»،«نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» نام رمانی به زبان ایتالیایی از اوریانا فالاچی، نویسنده و خبرنگار ایتالیایی است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد.

این کتاب با زاویه دید اول شخص و در قالب نامه‌ای از راوی داستان، یک زن جوان که گویا خود فالاچی است، با جنینی که در رحم خود باردار است؛ نوشته شده که فرزند نازاده‌اش را از مصیبت‌های دنیا و بی‌رحمی آن می‌آگاهاند.

این کتاب تا جنوری ۲۰۰۷ بیش از ۴ میلیون نسخه (بدون احتساب کپی‌ها) فروش داشته‌است. به آن‌که از تردید نمی‌هراسد، به آن‌که چراها را می‌جوید بی پروا از خستگی یا درد، یا مرگ. به آن‌که معمای دادن یا دریغ‌کردن زندگی را فراروی خود قرار می‌دهد؛ این کتاب هدیه‌ای است از یک زن برای همه‌ی زنان.

به نظر می رسد نویسنده کتاب سعی دارد وجهی جدید از صورت دنیوی را به رخ بکشاند به گونه ای که با کسی که هنوز پا به دنیا نگذاشته آنچنان سخن می گوید که گویی او در مقابلش نشسته و به سخنانش گوش می دهد دل نوشته ای است که فرازی از سختی های زندگی را برای مخاطب به تصویر قلم می کشاند و مخاطب را با خود به اعماق وجودش می برد. گویی که باید تا آخر کتاب را خواند تا با نویسنده آن ارتباط برقرار کرد.

بخشی از متن این کتاب را می توانید در ذیل بخوانید:

به آنکه از تردید نمی‌هراسد به آنکه چراها را می‌جوید بی پروا از خستگی یا درد، یا مرگ. به آنکه معمای دادن یا دریغ کردن زندگی را فراروی خود قرار می‌دهد این کتاب هدیه‌ای است از یک زن برای همهٔ زنان

امشب پی بردم که وجود داری: بسان قطره‌ای از زندگی که از هیچ جاری باشد. با چشم باز، در ظلمت محض دراز کشیده بودم که ناگهان در دل تاریکی، جرقه‌ای از آگاهی و اطمینان درخشید: آری، تو آنجا بودی. وجود داشتی. گویی تیری به قلبم خورده بود. و وقتی صدای نامرتب و پر هیاهوی ضربانش را باز شنیدم احساس کردم تا خرخره در گودال وحشتناکی از تردید و وحشت فرو رفته‌ام. سعی کن بفهمی ... من از دیگران نمی‌ترسم. با دیگران کاری ندارم. از خدا هم نمی‌ترسم. به این حرفها اعتقادی ندارم. از درد هم نمی‌ترسم. ترس من از توست. از تو که سرنوشت، وجودت را از هیچربود و به جدار بطن من چسباند. هر چند همیشه انتظارت را کشیده‌ام، هیچگاه آمادگی پذیرایی از تو را نداشته‌ام و همیشه این سوال وحشتناک برایم مطرح بوده است: نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی؟ نکند نخواهی زاده شوی؟ نکند روزی به سرم فریاد بکشی که: " چه کسی از تو خواسته بود مرا به دنیا بیاوری؟ چرا مرا درست کردی؟ چرا ؟"

اگر در زندگی روزمره استرس زیادی را تجربه می‌کنید، کتاب بخوانید.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برگزیده ها
دانشمند هسته‌ای کشورمان به شهادت رسید

دانشمند هسته‌ای کشورمان به شهادت رسید

محسن فخری‌زاده دانشمند هسته‌ای کشورمان عصر امروز مورد سوءقصد قرار گرفت و به شهادت رسید.
هشدار به مالکان گودهای رها شده/ تهران شهر دارا و ندارها

هشدار به مالکان گودهای رها شده/ تهران شهر دارا و ندارها

معاون شهرسازی و معماری شهردار تهران ضمن هشدار به مالکان گودهای رها شده، گفت: شهر تهران به شهر داراها و ندارها تبدیل شده است و پروژه های کوچک مقیاس برای برهم زدن این روند ناخوشایند است .